معلمان کردستان زیر تیغ احکام سنگین؛ وعده‌های بی‌سرانجام استاندار و تکرار چرخه بی‌تفاوتی نمایندگان/کار ملک است آن که تدبیر و تأمل بایدش
صدور احکام سنگین اخراج، تبعید، انفصال از خدمت و کسر حقوق علیه شماری از معلمان در کردستان، یکی از مباحث اجتماعی این روزهای استان است؛ وعده‌های محقق نشده «آرش لهونی» از یک سو و انفعال مسئولیت گریزانه نمایندگان مردم در مجلس از سوی دیگر، نمکی بر این زخم فرهنگی کردستان است؛ اما هنوز می‌توان به صداهای خیرخواهانه برای گذر از این شرایط دل بست.
بازنگری در احکام صادره علیه معلمان، یکی از چندین شعار محقق نشده استاندار دولت چهاردهم در کردستان بود که از همان هفته نخست جلوس «آرش زره‌تن لهونی» بر صندلی استانداری توسط او مطرح شد.
 
نخستین نشانه‌های عوام‌فریبانه بودن شعارهای «لهونی» در خصوص احکام صادره علیه معلمان کردستانی آنجا آشکار شد که او به عنوان رئیس شورای آموزش و پرورش نزدیک به ۷ ماه اراده‌ای مؤثر برای تغییر مدیرکل آموزش و پرورش کردستان از خود نشان نداد و اگر حادثه ناگوار ضرب و جرح دانش‌آموزان روستای کرجو سنندج پیش نمی‌آمد چه‌بسا همین امروز هم «هاشم ناظمی‌جلال» سکان‌دار هدایت کشتی به گل نشسته آموزش و پرورش کردستان بود!
 
مگر «آرش لهونی»،  ۲۷ آذرماه ۱۴۰۳ در ششمین جلسه شورای آموزش و پرورش کردستان نگفت «تعدادی از معلمان استان کسر حقوق شده‌اند که آموزش و پرورش در این رابطه «باید» تجدید نظر کند؛ افزون بر تجدیدنظر در کسر حقوق تعدادی از معلمان، اگر احکامی هم در مرحله اجرایی شدن قرار دارد، «باید» متوقف شود»؛ حالا اما آنچه در نتیجه آن «باید»گویی پوچ به ثمر نشسته، صدور احکام سنگین اخراج، تبعید، انفصال از خدمت و کسر حقوق علیه شماری از معلمان در کردستان است و کسی که در این باب باید شرم‌سار و سرافکنده باشد و انگار نیست «آرش لهونی» است!
 
تلقین و درس اهل نظر یک اشارت است       
گفتم کنایتی و مکرر نمی‌کنم
 
تکلیف این استاندار خیلی وقت است که روشن شده و بعید است دیگر کسی از او انتظار کنش مؤثر در هیچ مسئله‌ای داشته باشد؛ بی‌عملی «لهونی» تنها یک وجه پررنگ ماجرای معلمان کردستانی است و دیگر وجه این تراژدی کم‌سابقه فرهنگی، غیبت وجدان بیدار در خانه ملت است؛ آنجا که نمایندگان عافیت‌طلب کردستان زبان در کام گرفته و قصه پرغصه معلمان را به نظاره نشسته‌اند.
 
نمایندگان شهرستان‌های سنندج، سقز و مریوان که معلمان‌شان زیر چکمه احکام سنگین صادره در آموزش و پرورش له شده‌اند کجا هستند؟ صدای شکستن ستون‌های فرهنگی کردستان که معلمان هستند به گوش حضرات نرسیده است؟
 
«سالار مرادی» که ظاهراً در دوره نقاهت عمل جراحی زیبایی است نمی‌خواهد برای معلمان حوزه انتخابیه‌اش زبان باز کند؟ مردم کردستان به او رأی داده‌اند که وقت وکالت آنها را صرف کاشت مو کند یا طرح سؤال از وزیر آموزش و پرورش؟ اگر دغدغه زیبایی این نماینده اندکی برطرف شده بهتر نیست بنشیند و کمی هم به دردهای خانواده و فرزندان معلمان اخراجی و کسر حقوق شده در این شرایط ناگوار اقتصادی فکر کند؟
 
مجملش گفتم نگفتم زان بیان           
ورنه هم افهام سوزد هم بیان
 
از فعال حوزه دارو در مجمع نمایندگان کردستان چه خبر؟ اولویت نخست «محسن فتحی» در این روزها هنوز دارو است یا ترکیب اعضای شوراهای شهر در سال آینده؟ معلمان گرفتار شده به دست اطرافیان استاندار محبوب او جایی در ذهن جنابش دارند؟ «فتحی» فکر نمی‌کند پیگیری استیضاح وزیر آموزش و پرورش تکلیفی است که با هیچ ترفندی نمی‌تواند از زیر بار آن شانه خالی کند؟
 
در قضیه معلمان از هرچه بتوان گذشت از رویکرد قابل تأمل «محسن بیگلری» نمی‌شود چشم پوشید؛ هم او که ماه‌ها زبانش در قبال عملکرد مدیرکل سابق آموزش و پرورش کردستان به حلقش چسبیده بود و اکنون از تریبون مجلس علیه مدیریت جدید آموزش و پرورش کردستان شو به راه می‌اندازد! مردم نباید بدانند که مدیر جدید آموزش و پرورش استان چه باید انجام می‌داده و نداده که «بیگلری» را به این بیهوده‌گویی بی‌خریدار واداشته است؟
 
حافظ نه حد ماست چنین لاف‌ها زدن        
پای از گلیم خویش چرا بیشتر کشیم؟
 
نمایندگان چند درصدی کردستان شاید بتوانند صدای مردم کردستان در حمایت از معلمان را نشنوند ولی هرگز نخواهند توانست صدای خیرخواهانه را هم نشنیده بگیرند؛ وکلای مردم شاید بهتر باشد کمی در این باب مشق معرفت کنند؛ بد نیست یادآوری کنیم نماینده ولی فقیه در کردستان در سفر اخیر معاون حقوقی رئیس جمهور به استان خطاب به مجید انصاری گفته است: «تعدادی از معلمان استان بنا به رأی هیئت تخلفات اداری، احکام قطعی اخراج یا انفصال دریافت کرده‌اند که با توجه به ظرفیت‌های نظام امکان گذشت در این موارد وجود دارد».
 
آن دل از جا رفته را دلشاد کرد        
خاطر ویرانش را آباد کرد
 
پیگیری «حل مشکلات معلمان» و «توقف اجرای احکام» وظیفه کیست؟ یعنی درک خطر ایجاد گسست در جامعه در این شرایط خطیر مملکت آنقدر برای نمایندگان مردم کردستان در مجلس سخت است که اینگونه منفعلانه به تماشا نشسته‌اند و هیچ صدایی از آنها در مجلس شنیده نمی‌شود؟
 
به زعم نگارنده این نمایندگان اراده‌ای برای طرح سؤال و استیضاح از وزیر ندارند، اما آیا پیگیری تحقیق و تفحص از آموزش و پرورش کردستان هم از توان‌شان خارج است؟!
 
سخن به درازا کشید؛ اما درباره آنچه در دوره استاندار محبوب محسنین، فتحی و بیگلری، بر آموزش و پرورش کردستان گذشت باز هم باید نوشت؛ درباره احکام صادره برای معلمان کردستان و پرونده‌سازان هزینه‌تراش برای این سرزمین باز هم خواهیم نوشت؛ مرور برخی اسناد رسواگر خواهد بود!
 
فرید کریمی
 
کد مطلب : 888
https://pezhvakkurdestan.ir/vdcht6n6d23n6.ft2.html
نام شما
آدرس ايميل شما

نظرات شما
۲
نظر
منتشر شده : ۲
در صف انتظار : ۰
غیر قابل انتشار : ۰
 
محمد
نه محسن فتحی نماینده مردم کردستان نه سالار مرادی
هر دو اونها خوب می‌دانند این دو سال آخرین دوره حضورشان در صندلی مجلس،پس باید تا توان دارن برای جیب مبارکشان جمع بکنند
اگر ... نبود ... آیا سالار محسن به مجلس میرفتن؟؟؟
قطعا خیر
اینها نماینده مردم نیستند اینها نماینده ۴ درصدی هستند

در باب لهونی ایشون تصمیم دارن که در کنار بمونن در حال حفظ صندلی استانداری باشن تا ترمیم و بهبود اوضاع استان و پاکسازی مدیران رانتی

لهونی خوب میدونه نه محسن فتحی نه بیگلری و نه سالار مرادی هیچکدومشون دوس ندارن لهونی استاندار باشه هر لحظه بتونن برکنارش میکنن و یکی مثل ... رو میارن که بتونه دور بعد نجاتشان بده
ولی متاسفانه به جای اینکه لهونی دنبال بهبود باشه در کناره نظاره گر!!!!!!!
امیدوارم مشکل همه معلمان حل بشه و بتونن به کارشون ادامه بدن
واقعاً این اتفاق در هر استان دیگه‌ای میافتاد نمایندگان اینگونه منفعلانه به تماشا نمینشستن
باعث تاسف است